مرتضى مطهرى

439

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بود و قرآن زياد آن را نقل مىكند . اينها مىگفتند ما هرچه گناه بكنيم ، هرچه كار بد بكنيم ، به جهنم نمىرويم . ما نژاد ممتاز هستيم ، فرضاً اگر به جهنم برويم ، يك تشريفاتى است و بعد از چند روز خلاص مىشويم ، بهشت مال ماست . وَ قالوا لَنْ تَمَسَّنَا النّارُ الّا ايّاماً مَعْدودَةً « 1 » . ببينيد قرآن در اينجا چگونه بحث مىكند . در تفاسير وارد شده است كه در مدينه ، هم يهودى بود هم مسيحى و هم مسلمان . در ميان عده‌اى از مسلمانان و مسيحيان و يهوديان اختلاف مىشود ؛ مسلمانها مىگويند ما حالا كه مسلمان شديم ملت ممتاز هستيم و خدا براى ما امتياز قائل است و هركار بدى بكنيم خدا از ما مىگذرد ؛ مسيحيها مىگويند خير ، ما چنين هستيم ؛ و يهوديها هم همين را مىگويند . ببينيد قرآن چگونه جواب مىدهد : لَيْسَ بِامانِيِّكُمْ وَ لا امانِىِّ اهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سوءً يُجْزَ بِهِ « 2 » . نه مطلب آن طورى است كه شما مسلمانها آرزو كرديد ( مخاطبش مسلمانهاست ) و آرزويش را در دلتان پرورانديد ، و نه آن طور است كه اهل كتاب خيال كردند و آرزويش را در دلشان پروراندند ؛ خدا با هيچ كس خويش و قومى ندارد ، مَنْ يَعْمَلْ سُوءً يُجْزَ بِهِ هركسى كار بد بكند خداوند به او كيفر خواهد داد . ببينيد قرآن چگونه و با چه صراحتى اين خيال را كه مقدمهء انحطاط مسلمانان بود از سرشان بيرون آورد ! فرمود برويد عمل خودتان را تصحيح كنيد . دو داستان ما در عصر ائمه هم مىبينيم كه اين فكر مىخواسته در ميان شيعيان رواج پيدا كند و ائمهء ما چقدر با آن مبارزه مىكردند ! دو داستان در اين زمينه براى شما نقل مىكنم . در زمانى كه حضرت رضا عليه السلام در مرو بودند ، همان وقتى كه مأمون حضرت را احضار كرده و مىخواست ولايتعهدى را به ايشان واگذارد و حضرت نمىپذيرفتند و بالاخره بالاجبار يك قبول ظاهرى كردند كه هركس دقت مىكرد مىفهميد كه در واقع قبول نكرده‌اند و مثل يك آدم معترض بودند و اصلًا در هيچ كارى تصرف نمىكردند ، جلسه‌اى بود كه افراد زيادى حاضر بودند و حضرت صحبت مىكردند .

--> ( 1 ) . بقره / 80 . ( 2 ) . نساء / 123 .